شرمنده مدتی این مثنوی تاخیر شد
نه اینکه نبودم و یا نباشم اما حوصله ای نبود
با یاری خدا دوباره اومدم
اینم دو بیت هم در پایین رو فقط برا خودم مینویسم نه شما
استعانت جستن از دشمن غفلت ز دوست
این تغافل داشت یوسف را به زندان بیشتر
شرمنده مدتی این مثنوی تاخیر شد
نه اینکه نبودم و یا نباشم اما حوصله ای نبود
با یاری خدا دوباره اومدم
اینم دو بیت هم در پایین رو فقط برا خودم مینویسم نه شما
استعانت جستن از دشمن غفلت ز دوست
این تغافل داشت یوسف را به زندان بیشتر
بهزاد فراهانی در برنامه ای که به مناسبت جشنواره کیش برگزار می شد، با
ذکر خاطره ای خاص، ظاهراً طعنه ای نثار دخترش گلشیفته، کرده است.
به گزارش انتخاب؛ وی در این برنامه در پاسخ به سئوال مجری که از او خواست
خاطره ای را مطرح کند، بدون دلیل خاصی به خاطره مشترکش با مرحوم فتحی
بازیگر نقش عمرعاص در سریال امام علی (ع) اشاره کرد.
وی گفت: ما در یکی از مناطق جنوبی کار فیلم برداری را انجام می دادیم و
شبها برای استراحت به هتلی در بندر عباس می رفتیم. یک دکه کوچک در مسیر بود
که گاهی آنجا می ایستادیم و خرید می کردیم. یک روز که آنجا بودیم، دختری
جوان به انجا آمد و توهین های بدی را نثار پیر مردی که صاحب دکه بود کرد و
رفت. فتحی از او پرسید: چرا جوابش را ندادی؟ پیرمرد مکثی کرد و سرش را
پایین انداخت و گفت: او دخترم بود! برای همین پاسخی به او ندادم!
برخی بیان این خاطره از سوی بهزاد فراهانی را پاسخی تلویحی به افرادی می
دانند که همواره از این بازیگر برجسته در مورد واکنشش به اقدامات غیراخلاقی
دخترش ، سئوال می کنند.
بهزاد فراهانی پیش از این در گفت و گویی در مورد اقدامات گلشیفته گفته بود:
مسائل دخترم به من ارتباطی ندارد، این همه بدبخت در دنیا هست، بند کردید
به دختر من!
|
دوباره سایه ی ماه کریمی از سرم کم شد به تعقیب رجب بودم که شعبان المعظم شد سلام ای ماه شعبان، ماه منجی، ماه پشت ابر که از مهرت ظهور حضرت قائم مسلّم شد رجب ماه علی(ع)، ماه محمّد(ص)، ماه زهرا(س) بود که با هجران هادی(ع)، ماه شادی محو در غم شد خوشا عطر امام باقر(ع) و جود "اباجعفر"(ع) که در ماه رجب، شیرازه ی اسلام محکم شد رجب یعنی وفا، یعنی وفات زینب کبری(س) که هر جا نام زینب بر زبان آمد محرّم شد
جهان بی ماه شعبان رنگ آسایش نخواهد دید ببین بر درد دنیا، خنده ی آن ماه، مرهم شد دوباره خنده کردم، گریه کردم، تشنه جان دادم دوباره کربلا در پیش چشمانم مجسّم شد حسین(ع) و اکبر و سجاد(ع)، دلتنگ ابالفضل اند شگفتا شادی شعبان، محرّم در محرّم شد سر ماهِ بنی هاشم به روی نیزه ی خورشید سر خورشید، روزی پیش ماه هاشمی خم شد به شعبان می رسی دلتنگ ، شادان، نیمه جان ، زخمی دوباره باید آدم شد، دوباره باید آدم شد دوباره نیمه ی شعبان و دلتنگان بی تابش دوباره باید از چشم انتظاران همین دم شد |
با وجود آنچه در دادگاه بیمه ایران بیان شد و نام برخی اشخاص به عنوان متهم به میان آمد، دومین جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی بدون توجه به آنچه طرح شده برگزار گشت تا این پرسش مطرح شود که چرا نباید با دعوت برخی محکومان مفاسد اقتصادی به این ستاد، زمینه بهره برداری از تجارب ایشان را در این حوزه جهت پیشگیری فراهم ساخت و از وجودشان حداکثر بهره برداری را داشت؟!
دقیقاً در همان روزی که جلسه دادگاه اختلاس بزرگ بیمه و استانداری تهران برگزار شد و اتهامات مشخصی مربوط به برخی اشخاص طرح و توسط رسانه ها منتشر شد، جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به ریاست محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی نژاد برگزار شد که این حرکت با اعتراض بخشی از افکار عمومی مواجه شد، چرا که در شرایطی که انتظار می رفت صرف نظر از صحت و سقم اتهام وارده، حداقل مسئول مورد نظر استعفا داده یا برکنار شود و یا در شیوه ای منطقی بازداشت شده، به اتهاماتش رسیدگی شود و در صورت احراز بیگناهی همچون دیگر متهمان آزاد شود یا در صورت احراز مفاسد اقتصادی راهی زندان شود، چنین حرکتی به نوعی به چالش کشیدن بحث مبارزه با مفاسد است.

جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی
آیا منطقی است ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی به عنوان عالی ترین نهاد نظام برای سیاستگذاری و برخورد با مفاسد کلان اقتصادی، محل حضور متهمی باشد که درباره وی اتهامات مالی سنگینی مطرح شده و هنوز درباره محکومیت یا بیگناهی این شخص تصمیمی گرفته نشده است؟! این شیوه عمل باعث بدبینی افکارعمومی نسبت به کیفیت پیگیری سیاست های کلان مبارزه مفاسد اقتصادی نمی شود و تصور نمی شود آن لیست های در جیب به همان شکل طرح می شده است؟!
آیا جز این است که اگر یک کارمند یا حتی یک مدیر میانی متهم به تخلف مالی یا حتی اداری شود، از مسئولیتش معلق شده و تا رسیدگی به اتهامش، خانه نشین می شود و آیا نباید چنین سیاستی درباره مسئوالان ارشد بسیار سخت گیرانه تر باشد و مشمول خط قرمزها نشود؟ با این شرایط حتی به فرض سلامتی متهم پرونده بیمه، این پرسش مطرح است که چرا وی تا مشخص شدن وضعیت این پرونده مطابق با قوانین اداری، از سوی خود دولت مدعی عدالت معلق نشده است و حتی این شخص در دادگاه برای دفاع و در رد اتهاماتش نیز حاضر نشده است؟!

مرتضی تمدن درجلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی
در این میان اما دوشنبه شب گذشته، دومین جلسه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی پس از دادگاه اختلاس با همان کیفیت جلسه پیشین ستاد برگزار شد تا مشخص شود واقعاً خط قرمزی ترسیم شده و در حوزه مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز می توان از همه ظرفیت های ممکن بهره برداری کرد!
طرفه آن که ایشان باز هم از رهبری مایه گذاشت و ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی را «متکی به فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری» خواند و گفت: این فرمان در حقیقت نقشه راهی دقیق به حساب می آید که ستاد می تواند با تبعیت از آن با تمام ظرفیت در مقابل سوء استفاده گران و دست اندازان به بیت المال ایستادگی کند.
این رویه باعث شده تا برخی به طنز با مرتبط کردن اتهامات مطروحه در دادگاه بیمه و ریاست رحیمی بر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، علت این پست را آشنایی با فنون مفسدان اقتصادی جهت پیشگیری و جلوگیری از اقداماتشان عنوان کنند.

در این صورت «بازتاب» پیشنهاد می دهد در صورت امکان از حضور شهرام جزایری، مرتضی رفیق دوست، مه آفرید امیرخسروی و برخی از دیگر محکومان و متهمان پرونده های اقتصادی نیز در این نشست استفاده شود تا با بهره گیری و گرد هم آوردن کلیه تجربیات این عزیزان، راه های گریز و مفسده آفرینی اقتصادی که شاید با دانش دیگران قابل شناسایی نباشد، از این طریق شناسایی شود و صرف نظر از توصیه رهبری در فرمان هشت ماده ای که: «دستى که میخواهد با ناپاکى دربیفتد باید خود پاک باشد، و کسانى که می خواهند در راه اصلاح عمل کنند باید خود برخوردار از صلاح باشند» به راستی چه اشکالی دارد از ظرفیت های اختلاس گران و مفسدان بزرگ نیز در این ستاد استفاده شود؟!
وقتی ما برای نگاه افکار عمومی به این ستاد ارزش قائل نیستیم و حداقل پس از رسانه ای شدن برخی مسائل تا رفع اتهام یا حکم قطعی از حضور در این نشست برای عدم آسیب دیدن نگاه افکارعمومی به بحث مفاسد اقتصادی پرهیز نمی کنیم و این آسیب را به اعتماد عمومی وارد می سازیم، حداقل چند مجرم گردن کلفت را نیز دعوت کنیم و از تجربیاتشان بهره ببریم، شاید اینگونه راه های دور زدن قانون و ایجاد مفاسدی همچون اختلاس بیمه و اختلاس سه هزار میلیاردی گرفته شود!
گزارش رسمی بانک مرکزی از تغییر قیمت ها منتشر شد و طبق این گزارش، همچنان بار گرانی ها روی شانه های مردم روز به روز سنگین تر می شود. با این حال رسانه ملی در بخشهای مختلف خبری همت قابل تحسینی در انعکاس مشکلات اقتصادی اروپا از خود نشان می دهد و کماکان مشغول ادای دین به مردم محروم اروپاست!
به گزارش خبرنگار اقتصادی «بازتاب» بانک مرکزی گزارش قیمت خرده فروشی برخی از مواد خوراکی در تهران در هفته منتهی به دوم تیرماه امسال را اعلام کرد.
بر اساس اطلاعات ارائه شده از سوی بانک مرکزی، تخممرغ در این هفته رکورد
افزایش قیمت هفتگی را شکست و بیش از 10 درصد در یک هفته گران شد. قیمت مرغ
هم ظرف یک هفته نزدیک به 5/7 درصد افزایش پیدا کرد. در نگاه کلی به قیمت
خرده فروشی مواد خوراکی در سطح شهر تهران، به جز گروه کالایی گوشت قرمز که
کاهش بسیار جزئی قیمتی داشته است؛ در بیشتر گروههای کالایی دیگر، افزایش
قیمت، هم به صورت هفتگی و هم به صورت ماهانه دیده میشود.
افزایش 85 درصدی قیمت مرغ در یک سال
چند هفته ای است که قیمت خرده فروشی دو کالای پر مصرف در سبد مصرفی خانوار- مرغ و تخممرغ- روند صعودی خود را حفظ کرده است.

گزارش بانک مرکزی در هفته منتهی به دوم تیر ماه امسال، بار دیگر از تداوم روند صعودی قیمت این دو کالا خبر میدهد.
گوشت مرغ سال گذشته در همین زمان، هر کیلو سه هزار و 108 تومان فروخته شده، اما با گذشت یک سال قیمت این کالا به طور متوسط هر کیلو 5 هزار و 761 تومان شده است.
قیمت مرغ در این هفته نسبت به هفته قبل ، 4/7 درصد افزایش پیدا کرده است.این درحالی است که افزایش قیمت گوشت مرغ در یک ماه بیش از 16 درصد و در یک سال بیش از 85 درصد بوده است.
در عین حال بنا به گزارش بانک مرکزی، قیمت تخممرغ نیز در یک هفته بیش از 10 درصد بالا رفته است. افزایش قیمت تخممرغ در یک ماه هم 10 درصد بود. البته گزارش بانک مرکزی نشان میدهد که قیمت تخممرغ در یک سال گذشته کاهش پیدا کرده است. چرا که در سال گذشته قیمت یک شانه دو کیلویی تخممرغ حدود 5 هزار و 300 تومان بوده است. حال آن که قیمت این کالا در هفته منتهی به دوم تیرماه امسال به حدود چهار هزار و 500 تومان رسیده است.
با وجود ان که موج گرانی ها مردم را به شدت دچار آسیب کرده، رسانه ملی تمرکز خود را روی اخبار اقتصادی اروپا نگه داشته و نگرانی مردم اروپا از وضعیت اقتصادی نابسامانشان را در بخشهای مختلف خبری پوشش می دهد.
جای تعجب اینجاست که رسانه ملی با علم به اینکه بخشهای خبری اش خوراک داخلی است و جز مردم کشورمان کسی دیگر بیننده آن نیست، چه جوابی برای مردمی دارد که روز به روز و بیش از پیش بر مشکلات اقتصادیشان افزوده می شود و سفره خانواده هایشان کوچکتر می شود و به جای اینکه شاهد انعکاس دغدغه ها و مشکلاتشان از تنها رسانه ملی کشورشان باشند، ببینند رسانه ملی که با بودجه مردم اداره می شود نگران مردم اروپاست.